خرید بک لینک
رفتم رستوران که غذا بگیرم . سفارش که دادم باید منتظر میشدم که شمارمو اعلام کنه!! خیلیم شلوغ بود :) نشسته بودم رو صندلیای داخلِ فروشگاه که کتابمو دراوردم ، اونجا بود که مارتی می خواست خودکشی کنه، فکرشو بکنین مارتی فقط ١٤ سالشه و درحال جنگ با خودشه!!!! جذاب ترین و دلهره اور ترین قسمت داستان همین جا

برچسب: نویسنده: سارا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 12 فروردين 1396 ساعت: 11:08

ساعت ٧:٠٠ صب ساعتم زنگ می زنه ، لباس می پوشم و هدفونمو بر می دارم و می زنم بیرون . پارک نزدیک خونه شلوغه همه دارن ورزش می کنن منم طبق عادت می دوم و می دوم ! اونایی که همیشه میان پارک و می شناسم . اونام منو می شناسن تا ٨ می دوم و بعدم برمی گردم . یه دوش می گیرم تخم مرغ و میوه هامو می خورم و می رم ک

برچسب: نویسنده: سارا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1396 ساعت: 12:25

امروز روز من بود ! کلا هر روزی که هوا خوب باشه روز منه! کلا هرروزی که بشه با ست ورزشی و یه مانتو و یه هدفون رو گوش زد بیرون روز منه!! کلا هر روزی که بشه دوید و با خیال راحت نفس عمیق کشید روز منه!!! روزی که بشه بدون برنامه ریزی رفت بیرون و خندید و خوش گذروند روز منه!! امروز همه این کارا رو کردم پس ر

برچسب: نویسنده: سارا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 10:06

یه ذره غمگین شدنم که اشکالی نداره داره؟؟ غمگینم واسه اینکه دارم فکر می کنم یه زمانی که خیلی کارا کردم که اوضاع درس شه نمی فهمیدم مشکل از کجاست !! نفهم نبودم ، بچه بودم!! عقلم نمی رسید عقلم نمی رسید که وقتی حالت بده ،حرف ادمو درس نمی کنه مدارا ادم و درس نمی کنه!! با تحمل کردن هیچی درس نمیشه . من حر

برچسب: نویسنده: سارا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 10:06

صفحه بندی